....................بی کس
نمیدونم عاشق باشم یا نباشم...
مثل حیدر صفدر پسری نیست میخانه حسین است پیمانه اباالفضل جانانه حسین است دیوانه عباس سر مست اباالفضلم و مجنون حسینم دیوانه زنجیری بین الحرمینم عشق عشق اباالفضل عشق است اباالفضل عالم قمری مثل اباالفضل ندارد حیدر پسر مثل اباالفضل ندارد چون صورت عباس به عالم قمری نیست مثل حیدر صفدر پسری نیست حقا نمک سفره عشق است اباالفضل گل روی حسین است و گلاب است اباالفضل میخانه حسین است و شراب اباالفضل عشق عشق اباالفضل عشق است اباالفضل ما مست و خرابیم ز پیمانه عباس جایی نرویم از در میخانه عباس دیوار خراب دل ما گشته سیه پوش در ماتم سرو قد مردانه عباس بر سینه و بر سر زنم از عشق اباالفضل بهتراز بهشت است عزاخانه عباس تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم دکتر شریعتی بقیه را ادامه مطلب ببینید... فروردین: همان شخصی كه دیروز سر راه شما ایستاده و مانع شما بود، ممكن است امروز مانند بهترین حامیشما عمل كند. انرژی تان را در سعی برای فهمیدن اینكه ماجرا چیست تلف نكنید. فقط حمایتی را كه در گامهای پیش رویتان لازم خواهید داشت، از كسی كه به شما میرساند قبول كنید. این عمر شماست، سعی كنید جنبههای درك و شناخت خود را تقویت كنید. بقیه را در ادامه ببینید... هیچوقت درکوهبایه های عشق دست کسی رونگیر وقتی میدونی میخواهی درقله رهایش کنی وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود فروردین: باتوجه به اینکه ماه کامل در دومین خانه تان یعنی خانه نتایج قرار گرفته است، شما باور دارید که اوضاع مالی تان بهتر از همیشه شده است. خوشبختانه شما قادر هستید شیوههای جدیدی را در محل کارتان به کار ببرید که باعث ترفیع حقوقتان شود. اما انتظار ثروت بادآورده نداشته باشید و روی احتمالات هم حساب نکنید بقیه را در ادامه ببینید...
شب كه می شد دوبرادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می كردند . یك روز برادر مجرد باخودش فكر كرد و گفت :
(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من مجرد هستم وخرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می كند . ))
بنابراین شب كه شد یككیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .
در همین حال برادری كه ازدواج كرده بود با خودش فكر كرد و گفت :(( درست نیستكه ما همه چیز را نصف كنیم . من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نكرده وباید آینده اش تأمین شود . ))
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت ومخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .
سال ها گذشت و هر دو برادرمتحیر بودند كه چرا ذخیره گندمشان همیشه با یكدیگر مساوی است . تا آن كه در یك شبتاریك دو برادر در راه انبارهابه یكدیگر برخوردند . آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن كه سخنی بر لببیاورند كیسه هایشان را زمین گذاشتند و یكدیگر را در آغوش گرفتند...
حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا
ادامه مطلب
ادامه مطلب
![]()
تو آسمون آرزوت هزارتا بادبادک بود
تنگ بلوری دلت درست مث دل من
کلی لبش پریده بود همش پر ترک بود
وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی
توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود
چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم
که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟
تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید
راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بود
دیگه نه از تو خبی بود ، نه از آرزوهات
قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود
یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و
اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود
تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی
عاشقیمون یه بازی شاید ، یه الک دولک بود
نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی
کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود
قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت
کسی که رو زخمای قلب من مث نمک بود
مريم حيدرزاده
ادامه مطلب
امیدوارم حالتون خوب باشه من میلاد هستم از امروز من هم درخدمتتونم امیدوارم از مطالبی که می نویسم خوشتون بیاد![]()
| :قالبساز: :بهاربیست: |

